Pari – Rules and control
Interviewee:
Pari
Topic:
Rules and control
Countries:
Timeline:
Year 2026. Timeline shown from 1998 to 2028.
Transcript
Persian, Farsi
همیشه در بون، من دوستا شم زن باشم.
بلی بخاطر شرایتی که مرد بودن به من میداد.
یعنی می گفتن، همیشی می گفتن، من کچه رو من پسر به دنیا نایم بادم.
یعنی، من این قد این جوملره تکرار کرده بودم.
و می گفتن، موقعی که بخودم دختار داشدن،
گفتن، دختارم همیش فخم بعد همشی تجربه بیداشته باشم.
سای می کنم بهش، ای اصلاص و بدم که چقدش باد خوش حال باشه که دختاره.
و اتو خبراش توزیمی دن بز مسایلی که ما خودمون تجربه کردیم داخل ایران.
نمیدارم، تا چقد قابل لمسه براش.
بلی اون هم ترف می کنی که اینجا هم بچه های چند فرنگی.
من چی کنمه چند فرنگی رو تبقه نورواجی استفاده مکام.
اینجا نمیگیم خارجی.
چند فرنگی؟
چی نورواجی؟
فلیر کلتورال.
کنمه خارجی، کنمه خیلی خوبه مناصبی نیس فختی توی نورواجی حرف می زنیم.
و بنام ترجیم می دم همی چند فرنگی رو استفاده کنم به نظام غشنگ تره
و بیشتر محفومه کارون شو می دم.
چند بچه های چند فرنگی ممالا بچه های هستم که پیدر مادرا شون از کشفرهای دیگه آمدن.
خودشون هتا اینجا بدون یا آمدن یا هتا چند نسلشون اینجا بدون یا آمدن.
بلی هنوز ریشهای از کشفرهای دیگه دن.
میتون همالی کشفرهای مختلف با شن نمی بخام تکید بکنم که ماله کدوم کشفرن.
بلی اونه هم با اینکه که تو جامعه آزادی مثل نورورز زندگی مکنم.
همین تجربه رو که من بیس سال پیشتو کشفر محدودی مثل ایران داشتم دارن.
یعنی باز هم اون فرهنگ خانواده.
هالا اینجا میگیم که جامعه به تو این فشار رو نمیاره که چه پوششی داشته باشی
یا روابت چه قد میتون آزاد باشه.
بلی باز اینجا هم قترای ناموسی اتفاق میوفده متصفانه.
اینجا هم دوخترها به خاطر اینکه لباسشون.
لباسشون نمیتونن خودشون انتخاب بکنن.
هتا من شنیدم دوخترهای بودن که بارن ورن.
یعنی سازمان دفاز هوقه کودکان تماس گرفتن.
بگفتن مثل من اران پونز ده سالم حق انتخاب اللباس امان ندارم.
و این بران مشکله.
که اتا از خونها شون دوره.
یعنی از خونها شون برشون میدارن.
دولت کومک میکنم.
یه خوب نمیتونن.
نمیتونن به عب زندگی با کانیم.
بلی بخاطر شرایتی که مرد بودن به من میداد.
یعنی می گفتن، همیشی می گفتن، من کچه رو من پسر به دنیا نایم بادم.
یعنی، من این قد این جوملره تکرار کرده بودم.
و می گفتن، موقعی که بخودم دختار داشدن،
گفتن، دختارم همیش فخم بعد همشی تجربه بیداشته باشم.
سای می کنم بهش، ای اصلاص و بدم که چقدش باد خوش حال باشه که دختاره.
و اتو خبراش توزیمی دن بز مسایلی که ما خودمون تجربه کردیم داخل ایران.
نمیدارم، تا چقد قابل لمسه براش.
بلی اون هم ترف می کنی که اینجا هم بچه های چند فرنگی.
من چی کنمه چند فرنگی رو تبقه نورواجی استفاده مکام.
اینجا نمیگیم خارجی.
چند فرنگی؟
چی نورواجی؟
فلیر کلتورال.
کنمه خارجی، کنمه خیلی خوبه مناصبی نیس فختی توی نورواجی حرف می زنیم.
و بنام ترجیم می دم همی چند فرنگی رو استفاده کنم به نظام غشنگ تره
و بیشتر محفومه کارون شو می دم.
چند بچه های چند فرنگی ممالا بچه های هستم که پیدر مادرا شون از کشفرهای دیگه آمدن.
خودشون هتا اینجا بدون یا آمدن یا هتا چند نسلشون اینجا بدون یا آمدن.
بلی هنوز ریشهای از کشفرهای دیگه دن.
میتون همالی کشفرهای مختلف با شن نمی بخام تکید بکنم که ماله کدوم کشفرن.
بلی اونه هم با اینکه که تو جامعه آزادی مثل نورورز زندگی مکنم.
همین تجربه رو که من بیس سال پیشتو کشفر محدودی مثل ایران داشتم دارن.
یعنی باز هم اون فرهنگ خانواده.
هالا اینجا میگیم که جامعه به تو این فشار رو نمیاره که چه پوششی داشته باشی
یا روابت چه قد میتون آزاد باشه.
بلی باز اینجا هم قترای ناموسی اتفاق میوفده متصفانه.
اینجا هم دوخترها به خاطر اینکه لباسشون.
لباسشون نمیتونن خودشون انتخاب بکنن.
هتا من شنیدم دوخترهای بودن که بارن ورن.
یعنی سازمان دفاز هوقه کودکان تماس گرفتن.
بگفتن مثل من اران پونز ده سالم حق انتخاب اللباس امان ندارم.
و این بران مشکله.
که اتا از خونها شون دوره.
یعنی از خونها شون برشون میدارن.
دولت کومک میکنم.
یه خوب نمیتونن.
نمیتونن به عب زندگی با کانیم.
Source: whisper